پوشش صحیحی نداشت!
سفارش كرد موقع خاك سپاریاش، لباس نسوز تنش كنند.
شایدنخوانده بوکه قرآن را:
«نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ/ الَّتی تَطلِعُ عَلی الأَفْئِدَةِ»[همزه/6و7]
آتش فروزان خداست که برقلب وجانهاطلوع میکند.
وشایدهم نمیدانست که لباس نسوختنش باید ازجنس خداباشد؛
«ولِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَیْرٌ»[اعراف/26]
اخلاق انتخاباتی :
تذکراتی که بهتر است همه توجه کنیم
انتخابات آینده که به گفته مقام معظم رهبری خون تازهاى به پیكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى خواهد دمید مطمئنا مقدماتی لازم داردکه به آن مقدمات هم ایشان اینگونه بیان کردند که :«انتخابات باید سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غیر از خصومت است، رقابت غیر از تهمتزنىِ متقابل است؛ اینها را باید همه مواظب باشیم. رقابت این نیست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. رقابت این نیست كه كسانى بیایند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ اینها نباید باشد. كسانى كه وارد عرصهى انتخابات میشوند، چه از طرف مجریان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد میشوند، بایستى به آداب و شروط یك حركت عمومىِ سالم پایبند باشند، متعهد باشند؛ این لازم است.»
بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی
طرفداران گفتمان امام و انقلاب باید کلکسیون اخلاق سیاسی و انتخاباتی باشند آنجا که مقام عظمای ولایت در اشاره به این نکته می فرمایند :
عقل، این سیاسیبازىها و سیاسىكارىهاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است«العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان؛ عقل چیزی است كه به وسیله آن خداوند عبادت می شود و بهشت كسب می شود»؛ عقل این است كه انسان را به راه راست هدایت میكند. اشتباه میكنند آن كسانى كه خیال میكنند با سیاسىكارى، عقلائى عمل میكنند؛ نه، عقل آن چیزى است كه راه عبادت خدا را هموار میكند.شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است كه نگاه كنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فكر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه كنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم...
بیانات در سالروز عید سعید مبعث، بیست و نهم تیرماه هشتاد و هشت
اختلاف خطرناک و تفرقه
اما این روز ها متاسفانه جدای از اختلاف نظر های عادی بی انصافی هایی در جبهه رسانه ای انقلاب نسبت به افرادی که جبهه آنها و سخنشان منتسب به مطهری زمان است دیده می شود که شاید ناشی از قدرت طلبی و منفعت طلبی بعضی افراد و عدم توجه به رضایت خدای تعالی و منویات رهبر معظم انقلاب است باز اینجا لازم است قسمتی از پیام بنیانگذار کبیر انقلاب را خطاب به نیرو های خودی که هر یک سرگرم تبلیغات انتخاباتی برای گروه خود هستند می فرمایند:
«البته یك چیز مهم دیگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه باید از شرّ آن به خدا پناه ببریم- كه آن حب نفس است كه این دیگر این جریان و آن جریان نمیشناسد.» امام(ره) فرمودند: «اگر آقایان از این دیدگاه كه همه میخواهند نظام و اسلام را پشتیبانى كنند، به مسائل بنگرند، بسیارى از معضلات و حیرتها برطرف میگردد ولى این بدان معنا نیست كه همه افراد تابع محض یك جریان باشند. با این دید گفته ام كه انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشكل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه میشود.انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان میشود. هیچ كس نباید خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطى و جریانى است.اگر در این نظام كسى یا گروهى خداى ناكرده بى جهت در فكر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنكه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال، یكى از كارهایى كه یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزدیك ساختن مواضع خدمت به یكدیگر است. باید از واسطههایى كه فقط كارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك دارید كه باید با همه توان در برابر آنان بایستید، لكن اگر دیدید كسى از اصول تخطى میكند، در برابرش قاطعانه بایستید.» صحیفه امام، ج21، ص: 180
امیرالمومنین در مورد وحدت و تفرقه چه می گویند؟
اما این مطلب را با یاداوری برخی از احادیث امیرالمومنین علی علیه اسلام در مورد توصیه به وحدت و پرهیز از تفرقه نیز کامل می کنیم آنجا که امیر المومنین علیه السلام سخن هایی که از روی جهل گفته می شود را عامل تفرقه بیان می فرمایند و می گویند: لو سکت الجاهل ما اختلف الناس.
اگر جاهل سکوت می کرد، مردم اختلاف نمی کردند [سبب بسیاری از اختلافات، سخنهای ناآگاهانه است ].
بحار الانوار، ج 75، ص 81
عجیب آن است که آنچه که همه افراد در این انتخابات و همه انتخابات ها بر آن وحدت نظر دارند آن است که وحدت نیروهای انقلاب و عاشقان ولایت و به اصطلاح اصول گرایان موجب پیروزی آنها و یاس دشمن است و حقیقتا تفرقه انداز شیطان و متفرق شده شکار شیطان است آنجا که مولای متقیان بیان می فرمایند:
.. فإن ید الله علی الجماعة و ایاکم و الفرقة فإن الشاذ من الناس للشیطان، کما أن الشاذ من الغنم للذئب.
دست خدا بر سر جماعت است، از تفرقه بپرهیزید، زیرا شخص تکرو، شکار شیطان است همانگونه که گوسفند تکرو، طعمه گرگ است.
شرح نهج البلاغه، جلد 8، ص 112
و غم و اندوه امیرالمومنین آنجاست که می فرمایند:
.. فیا عجبا! و الله یمیت القلب و یجلب الهم من اجتماع هؤلاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم.
شگفتا و عجبا! بخدا سوگند، وحدت اینان در راه باطل خود، و پراکندگی شما از راه حق، مایه دلمردگی و فزونی غم و اندوه است.
نهج البلاغه، خطبه .27
تعجب از بعضی افراد
گاهی انسان متعجب می شود از احوال افراد درین وانفسای آخرالزمان، در جایی که گفتار و پندار و عملکرد افراد هیچ یک دیگری را تصدیق نمی نماید؛ اسلام دینی است که شیرینی ثمره اش آنجا آشکار می شود که افراد همانقدر که مدعی آن هستند، ملتزم بدان باشند.
این تعجب از آن است که گذشتگانی که رسما تریبون دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام بودند پیوسته در ستیز با نماد عقبه تئوریک نظام اسلامی یعنی حضرت علامه مصباح یزدی بودند و بعد از آنها کسانی که از قضا مدعی ولایتمداری و ولایتپذیری هستند نه آنکه با زبان که شخصیت رسمیشان مخدوش شود بلکه عملا با او سر مخالفت دارند.
این در حالی است که می بینیم عاشقان دلباخته ولایت و قشر گمنام و بی ادعای مردم که تشنه عمل به منویات نائب امام زمانند از این چراغ نورانی و مصباحی که دقیقا عنصری که این افراد مدعی را به تخطی از اوامر ولی امر می کشاند که همان عنصر انیت است را در خود از بین برده اند ،آنجا که بر خلاف برخی از سابقه داران نهضت هیچگاه خود را در عرض ولی خویش نمی بینند و نقشی برای خود جز تبیین و اطاعت اوامر شخص ولی فقیه قائل نیستند.
تعجب آنجاست که چرا بعضی از معتقدین به امام، شهادت ذوالشهادتین1 را نمی پذیرند و چرا در کنار مطهری زمان نیستند؟ البته مطهری هم می تواند صامت و ناطق داشته باشد که امروز دم از شهید مطهری زدن و از سخنان این شهید والا مقام برای جلوه بیشتر سخن و موضع خویش استفاده کردن کار آسانی است اما...
مقام معظم رهبری تفکر چه کسی را حجت قرار دادند؟
و حرف آخر آن است که در سنت الهی حجت باید بر همگان آشکار شود آنجا که سخن خدا توسط پیامبر او برای همگان مطرح می گردد تا حجتی باشد بر مشرکان و اهل بیت حجت های الهی در تمامی دوران ها هستند و در دوران غیبت یقینا ولی فقیه حجت امام زمان است اما گاهی در زمانی که در راه های باریک منویات ولی برایمان مشتبه می شود و درسترسی بدان برای همگان امکان ندارد ،امام خامنه ای با سخنانی که هیچگاه در زمان ما در شان هیچ شخصیتی از علما و دیگران نگفته اند؛بی شک این شخصیت بزرگ را در طریق شناختن راه انقلاب حجتی قرار داده اند برای دوستاران نظام اسلامی و ولایت فقیه که فرمود : بنده نزدیك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مىشناسم و به ایشان به عنوان یك فقیه، فیلسوف، متفكر و صاحبنظر در مسایل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم.اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، این توفیق را نداد كه از شخصیتهایى مانند علامه طباطبایى و شهید مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیمالقدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر مىكند. 1378/06/13دیدار با دانشجویان
1-یکی از شاگردان حضرت امام نقل می کند:« در اوایل نهضت حدود سال 41 و 42 ، شخصی از حضرت امام اجازه می خواست ؛ برای این مسأله باید دو نفر شهادت می دادند. آیت الله مصباح که شهادت دادند امام فرمودند: شهادت ایشان کافی است ایشان ذوالشهادتین است و شهادتش به جای دو شاهد پذیرفته می شود.»
"آقاى مصباح ذوشهادتین است".
مقام معظم رهبرى:
"بنده نزدیك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ایشان به عنوان، یك فقیه، فیلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسایل اساسى اسلام ارادت دارم. "
"اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، این توفیق را نداد كه از شخصیت هایى مانند علامه طباطبائى و شهید مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیمالقدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر كرده است. "
" من خدا را شكر و حمد مىكنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ایشان (آیتالله مصباح یزدى) شدیداً علاقمند و قدردان است. "
"به نظر من یكى از چیزهایى كه مى تواند خیلى كمك كند به این قضیه، این است كه از كتابهاى شهید مطهرى، از معارفى كه امروز بزرگانى بحمدالله هستند; از قبیل آقاى مصباح و دیگران كه واقعاً مبانى فكرى اسلامى دست این هاست; از این ها استفاده كنند. حتى مى شود این ها را ساده كرد. شما مى توانید این كار را بكنید...".
در دیدار با جمعى از نونهالان و نوجوانان حافظ و قارى قرآن كریم5/4/80
«مجموعهاى از متفكران، علما، و سابقهدارها در امر دین ...عقبه تئوریك نظام هستند و آن را تشكیل مىدهند. ... الان ما در حوزه قم علمایى داریم، بزرگانى داریم، صاحبنظرانى داریم، اندیشهپردازان یا تئوریسینها و ایدئولوگهایى داریم،... ما شخصیت علمىِ فكرىِ روشنفكرىِ برجستهاى مثل آقاى مصباح یزدى را در قم داریم...»
از فرمایشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالی) در دیدار مسؤولان دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم 28/06/1384

علامه طباطبایى(قدس سره) (به نقل از حجة الاسلام آقاى شیخ اصغرمروارید):
"آقاى مصباح از بین شاگردان من مثل انجیر مى ماند كه هیچ چیز آن دور ریخته نمى شود".

شهید آیت الله بهشتى:
دوست عزیز و دانشمند محترم ... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم ولى در پى ساعت دنجى بودم كه بتوانم با آقاى مصباح كه « مصباح دوستان »است با فكرى فارغ گفتگو كنم و از اینگونه ساعت ها كم بهره بردهام.
یاران امام به روایت اسناد ساواك ج2 ص 422

”حوزه علمیهى قم، علاوه بر [امام] خمینى، اشخاصى چون محمد حسین طباطبایى، مرتضى مطهرى، و محمد تقى مصباح یزدى را پرورش داده است كه با تفكر مؤثر خود به مبارزه با چالشى برخاستند كه از سوى غرب متوجه فلسفه اسلامى شده بود. این كار نباید اصولاً یك راهبرد انفعالى و عكس العملى در برابر غرب تلقى شود؛ چرا كه مصباح بسیارى از شاگردان خود را براى تحصیل در غرب و جدى گرفتن افكار علمى و منطقى، آنگونه كه در غرب بدان پرداخته مى شود، ترغیب نموده است. همچنین، گرچه بیشتر فعالیتهاى علمى مصباح بر آراء ملاصدرا متمركز بوده، ولى چنین نیست كه نظریات وى را غیر منتقدانه بپذیرد. به طور خاص، وى مفهوم هیولاى اولى را كه ملا صدرا آنرا به عنوان قوهى محض براى موجودات تلقى مىكند مورد نقد قرار مىدهد. او این اصل را كه «قوهى وجود» قبل از خود موجودات وجود داشته باشد زیر سؤال مى برد؛ چرا كه جز موجودات، چیز دیگرى وجود ندارد. به علاوه، مصباح معتقد است بسیاری از «نسبت» ها ماهیت حقیقى نیستند. براى نمونه، در قلمرو امور ذهنى، ممكن است مفهوم «زیر» را به رابطهى میان یك میز با كتاب اطلاق كنیم اما اطلاق این مفهوم كه وابسته به فاعل شناسا (و نتیجهى انتزاع ذهنى) بوده، مستلزم آن نیست كه «زیر» در عالم واقع هم واجد ماهیتى باشد.“
دایرة المعارف فلسفه راتلج، نسخه دیجیتالی(CD)، لندن: راتلج (تحت عنوان فلسفه اسلامى مدرن)
در گوشه و کنار کتاب های تاریخ زیاد دیده ایم نمونه هایی از بی بصیرتی خواص! خواصی که روزی برای خود یلی بودند و روزگاری نه چندان دور، شدند قاتل فرزند پیامبر(ص). همه ما بارها و بارها شنیده ایم که جانباز صفین، سر از تن حسین(ع) جدا نمود. پس مهم این نیست که روزی در رکاب علی شمشیر زدی، مهم این است امروز کجایی!
گاهی با خود مرور می کنم که اگر پدرم از “منتظری” بعنوان یکی از خواص بی بصیرت دوره خود یاد می کند آیا من هم در دوره زندگی ام کسی را می شناسم که به فرزندم نشان دهم نمونه بارز بی بصیرتی را یا نه!
راستی آقای تشخیص منفعت خانواده!
نمی دانم این دانشگاه آزاد چه امتیازی برای شما محسوب می شود که اینگونه برای تسلط بر میز ریاستش تقلا می کنید. نمی دانم چه بهره ای از جاسبی برده اید که اینگونه در نبود او احساس خطر می کنی!
نکند نگران سرنوشت فرزند دلبندتان حضرت مهدی هاشمی رفسنجانی بهرمانی هستید!!!
کاری به این کارها ندارم!
اما آیا نگاهی به این سایت های مخالف نظام انداخته اید که چگونه موضع گیریتان را پتک کرده اند و بر سر مردم ایران می کوبند؟
دیگر حتی رغبت نمی کنم در موردتان قلم فرسایی کنم، زیرا اعتقاد دارم قلم فرسایی حتی در باب مذمت شما نیز اسراف است و لاغیر!
سعی می کنم دهن قلمم را ببندم!
نه از ترس قوه محترم قضاییه!
بلکه از ترس قانون صریح خداوند متعال
والله لا یحب المسرفین
در گوشه و کنار کتاب های تاریخ زیاد دیده ایم نمونه هایی از بی بصیرتی خواص! خواصی که روزی برای خود یلی بودند و روزگاری نه چندان دور، شدند قاتل فرزند پیامبر(ص). همه ما بارها و بارها شنیده ایم که جانباز صفین، سر از تن حسین(ع) جدا نمود. پس مهم این نیست که روزی در رکاب علی شمشیر زدی، مهم این است امروز کجایی!
گاهی با خود مرور می کنم که اگر پدرم از “منتظری” بعنوان یکی از خواص بی بصیرت دوره خود یاد می کند آیا من هم در دوره زندگی ام کسی را می شناسم که به فرزندم نشان دهم نمونه بارز بی بصیرتی را یا نه!
راستی آقای تشخیص منفعت خانواده!
نمی دانم این دانشگاه آزاد چه امتیازی برای شما محسوب می شود که اینگونه برای تسلط بر میز ریاستش تقلا می کنید. نمی دانم چه بهره ای از جاسبی برده اید که اینگونه در نبود او احساس خطر می کنی!
نکند نگران سرنوشت فرزند دلبندتان حضرت مهدی هاشمی رفسنجانی بهرمانی هستید!!!
کاری به این کارها ندارم!
اما آیا نگاهی به این سایت های مخالف نظام انداخته اید که چگونه موضع گیریتان را پتک کرده اند و بر سر مردم ایران می کوبند؟
دیگر حتی رغبت نمی کنم در موردتان قلم فرسایی کنم، زیرا اعتقاد دارم قلم فرسایی حتی در باب مذمت شما نیز اسراف است و لاغیر!
سعی می کنم دهن قلمم را ببندم!
نه از ترس قوه محترم قضاییه!
بلکه از ترس قانون صریح خداوند متعال
والله لا یحب المسرفین
چگونه "کلمه" لباس دفاع از شهید و ارزشی به نام بسیج را بر تن کرد؟!
در هیاهوی برگزاری مراسمات و تجدید خاطره از شهیدان به مناسبت هفته دفاع مقدس، سایت "کلمه" که نقشی محوری را به همراه دیگر پایگاه های مجازی ضدانقلاب در آشوبها ایفا می کرد و میدان داری جریان فتنه و اغتشاشات 88 را با پشتیبانی و هماهنگی استکبار بر عهده داشت در یکم مهرماه مطلبی را با عنوان "بسیجیانی که هدفشان جانبازی بود نه جان ستانی" روی سایت خود قرار داد. "کلمه" در ادامه مطلب خود با هدف تخریب و شکل دادن ذهن خواننده به سوی منظور خود، به تعریف و تمجید و تبیین قصد و هدف شهدا و بسیج در دفاع مقدس می پردازد و می نویسد :{هدف آنان جانبازی بود و نه جان ستانی. آنان در پی احقاق حق بودند و مواظب بودند که خود کم ترین حقی را تضییع نکنند.آنان به صورت دشمن ملت سیلی نمی زدند، تا چه رسد به فرزندان خیر خواه ملت.محرک و انگیزه آنان جز رضای خدا نبود و هرگز در پی کسب دنیا و پست و مقام و مال و منال نبودند. آنان مدافعان مخلص دین و ملت و کشور بودند} سپس در دنباله نوشتار ادامه می دهد:{جامعه ای که می خواهد خوار و ذلیل نباشد و جامعه ای که می خواهد حقوق همه انسان ها را رعایت کند و جامعه ای که می خواهد فساد و تباهی را از خود ریشه کن سازد و جامعه ای که می خواهد عدالت را برقرار سازد، باید در مقابل ظلم و ستم و بیداد و حق کشی و فساد و تباهی بایستد و از خود حساسیت نشان دهد.}
اما چگونه "کلمه" لباس دفاع از شهید و ارزشی به نام بسیج را بر تن کرد؟!
آشوب های خیابانی 88در تهران اوج پایکوبی و شادی رسانه های زنجیره ای ضد انقلاب از بی بی سی فارسی و جرس تا کلمه و ... بود. این رقص و پایکوبی ضد انقلاب به درازا نکشید چون مانند همیشه بسیج وارد صحنه شد و خنثی کرد توطئه های خائنین به انقلاب و وابستگان استکبار را. اینکه چرا "کلمه" از الفاظی چون (جان ستانی، تضیییع حقوق دیگران، سیلی به صورت فرزندان خیرخواه ملت، در پی کسب دنیا و پست و مقام بودن، حق کشی و سکوت در مقابل ظلم و ستم) سخن می گوید و بسیجیان رزمنده شهید در دوران دفاع مقدس را منزه می کند از این رذائل، همه و همه حکایت از سوزش آن سیلی محکمی دارد که بسیج با مشی ولایت مدارانه بر صورت استکبار وارد آورد. هیچ کس بر تقدس اهداف و آمال شهدا در دفاع مقدس مبنی بر جهاد و جان فشانی در راه خدا و انقلاب و قرآن و سر بازی راه ولایت(خاصه ولی فقیه) شک ندارد و اتفاقا این بسیج بوده که در طول گذشت سه هه از انقلاب اسلامی همواره بر آرمانهای خود و ادامه راه شهیدان ثابت قدم مانده و هیچ گونه انحرافی در آن بروز پیدا نکرده است. اما جهاد در راه خدا بدون توجه و گوش به فرمان ولی بودن امکان پذیر نبوده و نیست همانطور که رزمندگان در دفاع مقدس اقتدا کردند به پیر، مقتدا و ولی خود امام خمینی.امیرالمومنین را شمشیر زهرآلود ابن ملجم نکشت بلکه دنیا پرستی، حب مقام، نفس پرستی و در نهایت غفلت اطرافیان و خواص از ولی خدا و تنهاگذاشتن او و غربت اسلام بود که علی(ع) را از پای درآورد.
.
بسیج در فتنه عظیم 88 جان داد در راه ولی و کوشید تا حق ولی ضایع نشود تا شاهد کوفه دیگری نباشیم و سیلی زد به هتاکان به ساحت مقدس سیدالشهدا و لبیک گفت ندای این عمار امیر و مقتدای خود را و فریاد زد فساد، بی عدالتی و حق کشی به ساحت انقلاب، شهدا و ولایت را و...
...و جان داد اما هیچ کس لب به سخن نگشود که چرا حسین غلام کبیری هجده ساله را در سعادت آباد تهران با ماشین اشرافیگری و کینه ای استکبار زیر گرفتند و حسین لقب گرفت: "اولین شهید فتنه". و بسیج غریب ماند، غریب تر از همیشه و ایمان آوردم به این که: گمنام تر و غریب تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه ای هستند و آرام شدم با این کلام امام خامنه ای که فرمود: این شهدا(شهدای فتنه) افضل شهدای انقلاب اسلامی هستند.
|
||||
![]() |
||||
|

طبیعتاً بستن تنگه هرمز با زنجیر نخواهد بود(!) ؛ نیروهای مسلح ایران به مدت بیش از دو دهه است که با بودجه های قابل توجه و حمایت های گسترده مسوولان کشور ، مدرن ترین و متنوع ترین سلاح های ضدکشتی را تولید و انبار کرده اند.
سپس مانور نظامی ارتش ایران در تنگه هرمز برگزار و نحوه بستن تنگه تمرین شد. قرار است در ماه جاری نیز مانور دیگری توسط سپاه در همین منطقه برگزار شود.
آمریکایی ها هم تهدید کردند اگر ایران تنگه را مسدود کند ، آنها واکنش نشان خواهند داد. قضیه به حدی بالا گرفت که حتی اوباما نیز پیامی به عالی ترین مقام جمهوری اسلامی ایران فرستاد و تنگه هرمز "خط قرمز" ایالات متحده دانست و در همان حال بر مذاکرات مستقیم نیز تأکید کرد.

حال سخن این است که آیا ایران می تواند تنگه را ببندد و اگر بست ، چه اتفاقاتی می تواند متصور باشد؟! در این نوشتار می کوشیم به این سوال ها پاسخ دهیم.
ایران چه زمانی تنگه هرمز را خواهد بست؟
تهدید به بستن تنگه هرمز ، مانند گیوتینی است که تا فرو نیفتاده ، می تواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ، ایران تا حد امکان از فرود آوردن این گیوتین تهدیدآمیز اجتناب خواهد کرد.
در عالم سیاست ، صرفاً این مهم نیست که چه کاری انجام دادی ، بلکه این نیز مهم و گاه مهم تر است که چه کاری می توانی انجام دهی.
همین که طرف های مقابل ایران به این باور برسند که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد ، خود عامل بازدارنده و اهرم فشار و چانه زنی است.
فرود آوردن گیوتین "مسدودسازی هرمز" زمانی رخ خواهد داد که تهدید غرب در تحریم نفتی ایران به حد تکمیل برسد و واقعاً مانع از فروش نفت ایران در دنیا شوند و نیز فشارهای اقتصادی بر ایران به حدی برسد که ایران چاره ای جز مقابله خصمانه نداشته داشته باشد.
به بیان دیگر اگر ایران مجبور باشد ، اقدام به بستن تنگه خواهد کرد تا اقتصاد کشورهای متخاصم (چه کشورهای عربی که با افزایش تولید نفت خود بر خلاف سهمیه اوپک راه را برای تحریم ایران هموار کرده اند و چه کشورهای غربی که بانی تحریم علیه ایران هستند) را دچار آسیب متقابل کند.
راهبرد تهران ، "تقسیم زیان های تحریم ایران" است.
بستن تنگه هرمز چگونه محقق می شود؟
طبیعتاً بستن تنگه هرمز با زنجیر نخواهد بود(!) ؛ نیروهای مسلح ایران به مدت بیش از دو دهه است که با بودجه های قابل توجه و حمایت های گسترده مسوولان کشور ، مدرن ترین و متنوع ترین سلاح های ضدکشتی را تولید و انبار کرده اند.

اگر تا پیش از این بستن تنگه هرمز صرفاً با نیروهای دریایی و تجهیزات ساحل به دریا مسیر بود و دشمن نیز می توانست با غلبه بر نیروی دریایی و ساحلی قضیه را منتفی کند ، هم اکنون انواع موشک های ضدکشتی ایران می توانند نه تنها از سواحل که حتی از استان آذربایجان غربی و خراسان شمالی هم به سمت کشتی ها در تنگه هرمز شلیک کنند.
علاوه بر این موشک های بالستیک ، موشک های میان برد (مانند قارعه و نصر1) قادرند از کنار آب های خلیج فارس تا عمق خاک استان کرمان ، تنگه را مدام موشک باران کنند.
همچنین مین گذاری تنگه هرمز مخصوصاً با استفاده از قایق های تندرو - که به تیراژ زیاد در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دارند و بسیار هم مدرن و مجهزند - می تواند تنگه را ببندد ؛ حال بماند راکت ها و توپخانه ساحلی و قایق های پرنده و هواپیماهای بدون سرنشین و ... ایران.
نکته این که تمام عرض تنگه هرمز برای کشتی های بزرگ و نفت کش ها قابل عبور نیست و تنها کانالی به عرض حدوداً 10 کیلومتری معبر نفتکش ها و کشتی های عظیم الجثه است. بنابراین بارش مداوم تیر بر یک کانال بسیار کوچک10 کیلومتری کار سختی نیست.
بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد؟
این سوال مهم تری از نحوه بستن تنگه هرمز است ؛ بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد و آیا ایران می تواند همچنان تنگه را بسته نگه دارد؟
به فرض این که ایران اعلام کرد از ساعت یک دقیقه بامداد فردا اجازه عبور کشتی از تنگه را نخواهد داد و عبور کنندگان را موشک باران و غرق خواهد کرد.
طبیعتاً بعد از این تهدید ، هیچ شرکتی ریسک نخواهد کرد تا کشتی و سرنشینان آن را به خطر بیندازد و از زیر باران موشک و از میان مین هایی که هر لحظه ممکن است منفجر شوند عبور دهد.
اینجاست که اولین کشتی عبوری که ممکن است با لابی آمریکا و با اسکورت ناوهای آمریکایی صورت بگیرد تعیین کننده خواهد بود.
اگر این کشتی مورد حمله ایران قرار نگیرد و بعد از ان هم روند عبور و مرور طبق روال معمول انجام شود ،گیوتین ، بی آنکه گردنی را بزند فرودافتاده و ایران قضیه را باخته است . لذا بدیهی است که وقتی ایران "مجبور"به اعلام مسدودی تنگه شده ، "مجبور"به اعمال مسدودی ان نیز خواهد بود و اولین انفجارها شکل می گیرد و قیمت نفت با جهشی بی سابقه مواجه می شود.
در چنین شرایطی آمریکا دو راه بیشتر ندارد:یا دست روی دست بگذارد و برغم آن همه ادعا و قدرتمندی ، تماشاگر تسلط ایران باشد یا آن که وارد معرکه شود تا تنگه را بگشاید و جریان انرژی را به حالت عادی درآورد.
طبیعتاً امریکا نیز مانند ایران نمی خواهد از پیش بازنده باشد و لذا تصمیم به اقدام خواهد گرفت. اما قضیه این است که چه اقدامی؟ اگر پروسه بستن تنگه هرمز در همان تنگه و سواحلش بود ، شاید می شد با یک نبرد دریایی سنگین ، نیروهای دریایی و ساحلی ایران را شکست داد و با استقرار تعداد بیشتری از یگان های دریایی آمریکایی ، امنیت نفتکش ها را تأمین نمود ولی قضیه اینجاست که طرف دریایی نیروهای آمریکایی ، ناوها و ناوچه های متعارف نیستند که با چند موشک بتوان کارشان را ساخت و به زیر آبشان فرستاد بلکه چالش اصلی آنها حجم انبوه و نامتقارن قایق های تندروی جنگی است و مهم تر این این ها ،موشک هایی که نه الزاماً از نقاطی ثابت در ساحل که از نقاط متحرک در همه جای ایران به سمت آن 10 کیلومتر شلیک می شوند و عملاً تنگه را ناامن و مسدود می نمایند.

اینجا باز هم امریکا بین سه تصمیم قرار می گیرد:
-کنار آمدن وضعیت پیش آمده
-مذاکره با تهران و دادن امتیازات برای بازگشت به شرایط قبلی
-از بین بردن عوامل تهدید تنگه هرمز ؛ بدین معنا که ارتش ایالات متحده ، جنگ را فراتر از درگیری در دریا و حوزه پیرامونی کشتی ها و نفتکش ها به عمق خاک ایران ببرد و بکوشد تمام موشک اندازهای متحرک ایران را شناسایی و منهدم کند.
بدیهی است که حالت نخست به معنی شکست آشکار آمریکاست و لذا این گزینه قطعاً در دستور کار ایالات متحده قرار نخواهد گرفت.
می ماند دو گزینه بعدی که اجرای هر کدام از آنها بستگی تام به شرایط ان زمان دو حریف دارد. اگر آمریکا و متحدانش در شرایطی باشند که بدانند در صورت حمله به ایران پیروز میدان هستند در این گزینه تردیدی نخواهند داشت و الا رو به مذاکره خواهند آورد زیرا اقتصاد آنها نمی توان برای مدت طولانی با قیمت های نجومی انرژی ادامه حیات دهد.

اقدام احتمالی آمریکا برای نابودسازی توان موشکی ایران در عمق خاک ایران ، به معنای حمله نظامی به تمامیت ارضی تلقی می شود و جنگ تمام عیار نتیجه ان خواهد بود.
اما قضیه اینجاست که برای آمریکا بعد از دو تجربه ذی قیمت افغانستان و عراق ، حمله نظامی به کشور ثالثی در منطقه هرگز در اولویت نیست. نظامیان آمریکا و متحدانشان یک دهه بعد از اشغال افغانستان ، هنوز تلفات می دهند و این اواخر هم کاخ سفید اعلام کرده که حاضر به گفت و گو با طالبان است، همان طالبانی که برای نابودی شان به افغانستان حمله شده بود!
هر چند حمله آمریکا ، برای ایران بسیار خسارت بار خواهد بود و حتی می توان بیشتر از خسارات وارده بر آمریکا بر ما لطمه وارد می شود چون ما در خاک خون می جنگیم و در این باره نمی توان شعار درمانی کرد ولی آمریکایی ها در تصمیم خود برای حمله به ایران ، خسارت های وارده به ایران را در نظر نخواهند گرفت بلکه در وهله اول آسیب هایی که خود متحمل خواهند شد را محاسبه می کنند و اتفاقاً همین حسابگری هوشمندانه غربی است که تا کنون آنها را از حمله نظامی به ایرانی که اساساً قابل مقایسه با عراق و افغانستان نیست ، بازداشته است.

به فرض حمله آمریکا به ایران ، یقیناً اوضاع تنگه هرمز ، نه تنها بهتر نمی شود بلکه آتش افروخته شده در هرمز به کل منطقه نیز سرایت می کند و عواقبی به همراه خواهد داشت که هیچ کس از گستردگی و طول مدتش خبر ندارد.
بنابراین ، حمله فراگیر به ایران نیز برای گشودن هرمز ، نقض غرض خواهد بود.
بنابراین ، اگر قرار باشد حمله ای فراگیر به ایران صورت گیرد ، تصمیم گیری درباره آن ، صرفاً جنبه های تاکتیکی برای بازگشایی تنگه نخواهد داشت ، بلکه الزاماً تابعی از راهبرد کلی آمریکا در قبال ایران خواهد بود.بنابراین دغدغه استراتژیک آمریکا می تواند این باشد که اقدام ایران به بستن تنگه هرمز ، قبل از زمانی باشد که آمریکا و متحدانش مهیای حمله به ایران هستند.
لذا آمریکایی ها از همین الان تمام تلاش های خود را معطوف این کرده اند که اساساً نگذارند کار به عملی کردن تهدید ایران در بستن تنگه هرمز برسد زیرا در چنان وضعیتی یا باید وارد جنگ با ایران با آینده نامعلوم - برای هر دو طرف - شوند و یا مذاکره کنند و امتیاز دهند.

هم از این روست که در پیام اخیری که اوباما برای رهبری ایران ارسال کرده ،بعد از تهدید درباره بستن تنگه هرمز ، دعوت به مذاکره هم وجود دارد؛ این گزینه ای عاقلانه برای آمریکایی هاست که به جای مذاکره در شرایط جنگی برای بازکردن تنگه ، در شرایط غیرجنگی حاضر برای نبستن تنگه مذاکره کنند.
به گزارش آتی نیوز؛ در شمالی ترین،شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

سورة مباركه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند.21. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.
سوره مباركه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.
سوره مباركه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
سوره مباركه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریكانى كه مى پندارند بهتر است] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، كوهها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بیشترشان نمى دانند.
واکاوی ماجرای “شعب ابی طالب” تا بدر وخیبر
طی چند روز اخیر در ادبیات اقتصادی و سیاسی کشور مثال ها و تشابهاتی مطرح می شود که سبب شده درک صحیح آنچه در زمان پیامبر (ص) رخ داده به درک شرایط و اوضاع کنونی کمک کند.
از این رو بر آن شدیم به ترسیم اوضاع و شرایط شعب ابی طالب و غزوه بدر و خیبر در سه مقطع متفاوت تاریخی زمان پیامبر اکرم بپردازیم.
شعب ابی طالب
درسال ششم تولد اسلام و همزمان با پذیرش برخی مسلمانان از سوی نجاشی در سرزمین حبشه و درست زمانی که برخی نو مسلمانان به قرائت قرآن در ملا عام مشغول شدند و مسلمانان کم کم داشتند پامی گرفتند سران قریش در “دارالندوه”یا همان شورای مشورتی خودشان گرد آمدند و تصمیم گرفتند مسلمانان را تحریم کنند.
براساس این قرارداد قرار بر این شد که هیچ یک از اعراب با بنی هاشم مراوده ای نداشته باشد و نه حتی ازدواجی صورت پذیرد تا اینکه بنی هاشم پیامبر را تسلیم آنها نماید.
از آن زمان قریشیان هر کجا مسلمانان را می دیدند آنها را در زنجیر کرده و شکنجه می کردند و اوضاع برمسلمانان به شدت سخت شده بود.
هیچ کس حتی خارجیان حق معامله با مسلمانان را نداشتند و اگر کسی این کار را می کرد اعراب قافله اش را غارت می کردند. اوضاع چنان سخت شده بود که صدای ضجه بچه ها از شعب به مکه می رسید.
این روال تا سه سال ادامه داشت تا آنکه فرشتگان به پیامبر خبر دادند که موریانه پیمان را خورده و جز نام” الله “بر آن نمانده است . زمانی که این امر آشکار گردید اهل مکه کوتاه آمدند و دست از تحریم ها برداشتند.
تا اینجایش را حتما مطلع هستید و یا دست کم در فیلم “محمد رسول الله” دیده اید!
چه شد که ماجرای شعب ابی طالب این روزها بر سرزبان ها افتاده؟
چندی پیش رئیس کل بانک مرکزی در اظهار نظری جنجالی اوضاع کنونی کشور را به شعب ابی طالب تشبیه کرده بود.
وی گفته بود: دو سال باید وضعیت شعب ابی طالب را تحمل کنیم.
او به صورت غیر مستقیم به پیامدهای تحریم بر اقتصاد ایران اشاره و تاکید کرد که تحریمها اقتصاد ایران را دچار مشکل خواهد کرد.
ماجرای عسگر اولادی
پیشتر هم اسدالله عسگر اولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین طی مصاحبه ای بایکی از خبرگزاری ها اعلام کرد که تا شش ماه آینده در کشور قحطی خواهیم داشت!!
سخنان ایشان موجبات ذوق زدگی خیلی از سایت ها و خبرگزاری های خارجی را فراهم آورد و بازتاب گسترده ای در بین رسانه های فارسی زبان خارج از مرزها از جمله العربیه فارسی,بالاترین ,آزادگی و بسیاری از مجموعه های خبری دیگر داشت.
غزوه بدر و خیبر
اما در مقابله با این ادعا بحث مشابهت زمان کنونی با غزوه بدر و خببر مطرح شد که مبتکر آن رهبر بود اما در آن زمان چه رخ داد؟
غزوه بدر وخیبر جزو درخشان ترین زمان های اسلام و اوج اقتدار مسلمانان در زمان پیامبر محسوب می شود.غزوه بدر به این سبب واقع شد که اموال و داراییهای مسلمانان پس از هجرت از مکه به مدینه، توسط مشرکان قریش مصادره شد، به همین خاطر، پیامبر(ص) پس از تأسیس حکومت اسلامی در مدینه و کسب اقتدار سیاسی و اجتماعی، در مقام مقابله برآمده و برای تصرف کاروان اقتصادی مکه که از شام آمده و عزم رسیدن به مکه داشت، اقدام نمود.
در این ماجرا، مشرکان قریش به سرکردگی ابوسفیان که حیثیت خود را در خطر میدیدند، به مصاف اسلام آمدند که البته با شکست تحقیرآمیز و مفتضحانهای نیز روبهرو شدند. در این نبرد، علی رغم اینکه تعداد کفار سه برابر مسلمانان بود، با امداد الهی و از جان گذشتگی مسلمین ، ضربه سختی خوردند، آنچنانکه خداوند در آیه ۱۲۳ سوره آلعمران میفرماید: «وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ»؛ و یقینا خدا شما را در [جنگ] بدر با آنکه ناتوان بودید یارى کرد.
این ماجرا به نفع کیست؟
شاید شما هم متوجه روند روبه فزونی خرید و هجوم به فروشگاه ها به ویژه فروشگاههای زنجیره ای فروش مایحتاج خانواده ها شده اید. البته این امر در ماه های پایانی سال تا حدودی طبیعی به نظر می رسد اما به گفته برخی فروشندگان بازار امسال از هر سال داغتر است.
مسلما خیلی ها از چنین وضعی خوشنود اند و از این شرایط کمال لذت را می برند. همچنان که در دوران جنگ تحمیلی خیلی ها یک شبه میلیاردر شدند و این روزها برخی ها شان از بسیجی ها بسیجی تر اند!!
البته اوضاع کنونی کشور با احوالات جنگ تحمیلی خیلی متفاوت است، اما با این وجود برخی ها بوی کبابی به مشامشان خورده .
تا اینجا با وجود اختلاف نظرهای مطرح شده همه تحلیلگران سیاسی و اقتصادی کشور بر یک چیز اتفاق نظر دارند و آن اینکه ایران در یک برهه بسیار حساس سیاسی و اقتصادی قرار دارد.
اینکه چه تصمیمی گرفته می شود و استراتژی ما چیست بیش از هر چیز اهمیت دارد. کاش مسئولان تکلیف مردم را روشن کنند و به جای خالی کردن دلشان راهکار نشان دهند.
تکلیف دولت چیست؟ مسئولان چه می کنند؟ مردم چه وظیفه ای دارند؟ چه راهکارها و استراتژی هایی مطرح شده و قرار است چه بکنیم؟
این ها سوالاتی است که مردم کوچه و بازار می پرسند اما تا این لحظه جواب روشنی دریافت نکرده اند.

حجم تلماسه پیلا 60.000.000 متر مکعب و پهنای آن از غرب به شرق ۵۰۰ متر و درازای آن از شمال به جنوب ۳ کیلومتر است. بلندای آن از سطح دریا معمولا بین ۱۰۰ تا ۱۱۷ متر تغییر میکند. سراسر پیرامون این تلماسهٔ بزرگ را جنگلهای کاج فرا گرفتهاند و پلکانی برای استفاده گردشگران در قسمتی از این تلماسه ساخته شده است.












